خرید بک لینک

بارها و بارها نامم را صدا زده اند

بارها خندیده ام

گریه کرده ام

آرزوهایم را شمرده ام

و بارها و بارها فصل ها را دوره کرده ام

نمی دانم زندگی ام از کدامین نقطه هستی آغاز شد!

و در کدامین لحظه به خط پایان خود خواهد رسید

نمی دانم !

اما خوب می دانم ....

که تو آغاز بی پایان تمام لحظه های ناب زندگی منی

آنگاه که نامم را در نگاه تو خواندم

و لبخند را در برق چشمان تو دیدم

تو شدی نهایت آرمان های دلم

که در فصل پنجم زندگی ام

رویاهایم با تو به حقیقت همیشه سبز رسید ...

" از دلنوشته های نگار "

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: جمعه 18 بهمن 1398 ساعت: 19:21

صفحه بندی