خرید بک لینک

انتهای خیابان صبح

می رسید به کوچه بن بست شب .

همان گذری که

لیلی زیر تک درخت بید ،

خورشید را لای موهایش پنهان کرد.

و بید ، 1 شد .

حال سال هاست

که لیلی از خواب شیرین شاخه ها رفته است

و ماه نشانی اش را به کسی نداده است.

دیر زمانیست پنجره چوبی انتظار ،

راز سرگردانی بید را می داند

و گیسوی همیشه پریشانش را در باد

به تماشا نشسته است

که دیگر هیچ پرنده ای در قلبش

آشیان نساخته است ...

"از دلنوشته های نگار"

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: سه شنبه 8 خرداد 1403 ساعت: 13:09

صفحه بندی