قشنگ ترین روز دنیای من... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:48
معتقدم شادی واقعی ، دیدن شادی عزیزانمونهو من امروز واقعی ترین روز شاد زندگیمو دیدمxa0چه حس قشنگیه و چقد آرامش به همراه داره...چه زیباست پیوند دو قلبxa0و یکی شدنبرای آغازی از نو ....xa0عزیز جانم پیوندتان مبا
عشق و زندگی ... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:48
xa0xa0یه روز یه ماهی عاشق یه پرنده می شه ،xa0از عشقش می میرهپرنده است خب معلومه به هرکی و هرچیزی از بالای تپه نگاه می کنهبه ماهیه می گه کهxa0:منم عاشق تو می شم ولی خونمون قراره کجا باشه؟!و عشقمونو کجا قراره س
انتخاب سخت ... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:48
آرزو داشتنxa0xa0در زندگیxa0 خوبهیه جور جهتxa0 و هدف میده به روال زندگی اما گاهی برای به دست آوردن xa0چیزهای مهمترباید از خیلی چیزهایxa0 مهم xa0دست بکشیم یادم باشه هر وقت خواستم آرزویی کنم بیندیشم که در ازای به دست
من عاشق چشمت شدم...(افشین یداللهی) - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:48
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بودآن دم که چشمانتxa0xa0مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کردآدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کردمن بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی چ
رویای خیس... - تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 21:44
xa0شعرxa0من جاده چالوس ،xa0پرازپیچ و خم بی ردیفهتو برام مثل شمالی ،xa0لب دریام ساحل سرخ لباتهاون دریچه رو به قلبم ،xa0جنگل سبز نگاتهمن اسیر شالیزار خنده هاتم ،xa0اون برنج های ردیف رو لباتهxa0چشماتو تا که می بندی ،xa0
خسته دلی...(نرگس صرافیان) - تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 21:44
آه ، سهراب ! چه دیدی تو از این شهر و دیار ؟تو که جز شادی و امّید ، نخواندی هرگز !بانگِ آواز تو پیچیده در این دشت، هنوز ؛"دلخوشی ها کم نیست" ! خوش به حالت سهراب !دلِ ما طعمِ خوشی را به دمی هم نچشید !د
تحریم ... - تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 21:44
به کدام بهانه تحریم شده ام؟؟زنگ نمی زنینمی آییاز کنارم عبور می کنی...امشب بیاپنج به علاوه یک شویمیعنی من و چای و شعر و عشق و توهمراه با لبخندی ظریف...xa0بیا آشتی کنیمxa0تو تحریم را بردارxa0و منقول می دهم به
کودکی...(حسن دیانی) - تاریخ: 1398/1/10 ساعت: 19:08
زمان هردو را بردهم بادبادکم راهمکودکیهایم راو مننخ خاطرههادر دستمگره خورده به جاییدر گذشتهها...
اتاق سی پی آر... - تاریخ: 1398/1/10 ساعت: 19:08
اتاق " سی.پی.آر " بیمارستان جای جالبی ستآدم هایی که بیرون از آن تند و تند قدم میزنند ، گریه میکنند ، دعا میکنند ،حالشان بهتر از بیماری که برای زنده ماندن با دستگاه شوک دست و پنجه نرم میکند نیست. آدم
تن پوش عشق... - تاریخ: 1398/1/10 ساعت: 19:08
با تو خیاطی خوبی شده ام xa0دیروز های تلخ بی تو بودنxa0xa0را از گذشته ام برش می زنم ... تکه تکهxa0xa0روزهای ناب با تو بودن راxa0 xa0بهم وصل می کنم... xa0و چشم میدوزم در چشم فردای رویاهایی که برایم ساخته ای... حاصل ت
تولدی دوباره ... - تاریخ: 1398/1/10 ساعت: 19:08
زمین بر مدار پر تکرار گذر روزهایش چرخید و چرخیدxa0و زمان اینک بر تاریخ تولد دوباره من بی توقف در گذر استxa0.و امروزxa0بعد گذشت سال ها و مرور صفحات دیروز به این می اندیشمxa0که اکنون من نه کودک خردسال گذشته امxa0
بهار آمد...(پونه مقیمی) - تاریخ: 1398/1/10 ساعت: 19:08
xa0هیچ تحویل سالی گذشته را تغییر نداد....هیچ سالِ نویی،اندوه را کم نکرد ...اما اتفاق دیگری افتاد...با هر تحویل سال بیشتر به زندگی اعتماد کردمو هر سال بیشتر سکوت کردم...و بیشتر درونم را پیدا کردم....هر س
عشق یعنی... - تاریخ: 1398/1/10 ساعت: 19:08
عشق یعنی ...یه نفر باید باشه تاچشمای خسته شب رو با آرامش وجودشxa0به روی تاریکی ها ببندیو به شوق طلوع دوباره آفتابxa0 نگاهشصبح رو به روشنی امیدxa0 xa0گره بزنی..." از دلنوشته های نگار "
بی نشان... - تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 17:48
نگفته هایم را می گذارم در پاکت دل xa0می زنم بر لب آن تمبر سکوت شده ام پستچی نامه رسانی که نشان از مقصد این نامه ندارد... "از دلنوشته های نگار"
بر مدار سرنوشت... - تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 17:48
دلم می خواهد بخوابم بخوابم... تا صد سال نه ... تا سیصد سال و یا شاید نه... تا سیصد و نه سال مثل اصحاب غارxa0 شاید یک روز بیدار شوم و ببینم روزگار بر وفق مراد من بر مدار خود می چرخد. شاید.... "از دلنوشت
سفر...( مرتضی سرمدی) - تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 17:48
xa0 همه چیز از یک سفر آغاز شدیا بهتر است بگویم از یک عکسحسی قشنگ از یک نگاهکه از لابلای آن همه چشم انگار فقط مرا می دیداز تو می نویسم از تویی که دوری و نزدیکبا اینکه پیشم نیستی امااما لحظه به لحظه کنار
تو فقط باش..( صدیقه ابوی ) - تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 17:48
تو فقط باش تموم کم و کسرش با من با تموم دوری و طاقت و صبرش با منتو فقط تب کن از این عشق بلاتکلیفم مردن و سوختن و باقی زجرش با منتو دلت قدم زدم تو روز بارونی بخواب روزای بهاری و بارون و ابرش با منپیره
آزمون رفاقت... - تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 17:48
xa0همیشه فکر می کردم که سختی ها تنها برای سنجش xa0توان و صبر انسانهتا خودشو بسنجه که تا چه حد قدرت و اراده داره در برابر مشکلات دوام بیارهوچطور با اندیشه و فکر درست می تونه سنگ های سخت سر راه زندگی رو برد
جان جهان ... - تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 17:48
xa0 xa0xa0تو همانی که جهانی به نگاهم بکشانی من همانم که بدانم تو همان جان جهانی تو همانی که نهانی ز دو چشمان عیانم من همانم که عیان بنگرمت گر چه نهانی xa0 " از دلنوشته های نگار "
کتاب زندگی... - تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 17:48
xa0 در زندگیم کتاب زیاد خوندم. کتاب هایی بوده که ارزش حتی یه بار خوندن هم نداشتن. کتاب هاییxa0 بوده که یه بار خوندم و دیگه رغبتی به خوندن دوباره اونها نداشتم. و کتاب هایی بوده که بارها خوندم اماxa0xa0برام تکر