نه تو می مانی، نه زمستان...
-
تاریخ: 1403/4/11 ساعت: 17:39
داشتنت به آخرین برف زمستانی می ماند در دل اسفند. نه به ماندنت می توان دل بست و نه به داشتنت. زمین که از خواب زمستانی بیدار شود تو می روی و حتی ردپای بودنت در خاطره داغ هیچ تابستانی به جا نمی ماند..."از دلنوشته های نگار"Adblock test (Why?)
به وقت عاشقی...
-
تاریخ: 1403/3/24 ساعت: 15:57
نجوای ستارگان که در دل شب می پیچد،ماه دست تنهایی اش را می گیرد،می آید تا بستر سرد زمین؛و مرا می خواند به عروج لذت خلسه ای ناب.زمان بانگ بر می دارد؛ساعت به وقت دلدادگی است.از بستر رخوت خود بر می خیزم.می روم بر سر برکه چشمان ترتو وضو با عطش عشق می سازم.در محراب نگاهت قامت می بندمو نیت می کنمکه پای تما...
راز بید مجنون...
-
تاریخ: 1403/3/8 ساعت: 13:09
انتهای خیابان صبحمی رسید به کوچه بن بست شب .همان گذری کهلیلی زیر تک درخت بید ،خورشید را لای موهایش پنهان کرد.و بید ، مجنون شد .حال سال هاستکه لیلی از خواب شیرین شاخه ها رفته استو ماه نشانی اش را به کسی نداده است.دیر زمانیست پنجره چوبی انتظار ،راز سرگردانی بید را می داندو گیسوی همیشه پریشانش را در با...
برای تو...
-
تاریخ: 1403/3/8 ساعت: 13:09
فصل ها را با تو دوست دارم.بهار را بیشتر.خرداد را بیشتر از بیشتر.خرداد انتهای بهار نیست.آغاز تبلور توست،آنگاه که قدم برهستی می گذاریو می شوی تمام هست من..."از دلنوشته های نگار"Adblock test (Why?)
خیال بودنت...
-
تاریخ: 1403/2/26 ساعت: 14:32
سال ها تنهایی را با عشق پیوند زدمتا اندوه بزرگ نبودنت ، عشق را در قلبم به فراموشی نسپارد.خیال بودنت را در تنهایی خود پروراندم و حاصل کتابی شد به وسعت بودن همیشگی ات در من ..."از دلنوشته های نگار"Adblock test (Why?)
انسانیت...
-
تاریخ: 1403/2/8 ساعت: 4:01
بعضی آدم هاآن قدر خوب و بزرگ اندکه بوی ناب انسانیت می دهند.حیف است که جهان هستی ،تنها یکی از آن ها را داشته باشد.باید آن ها را چون گلی زیبا قلمه زد.تکثیر کرد.و در دل های بی شماری کاشت؛تا هر کسی بر لب طاقچه زندگی اشیکی از آن ها را داشته باشد ..."از دلنوشته های نگار"Adblock test (Why?)
بدرقه...
-
تاریخ: 1403/1/25 ساعت: 20:55
اگر روزی همه خوبی های تو را فراموش کردندتو خوب بودن را فراموش نکن.همه حواس به آمدن بهار استو هیچ کس نمی داند زمستانبا همه خوبی ها و قشنگی هایشچه بی صدا کوله بارش را بسته استو دارد می رود .اسفند زیبا!ماه دوست داشتنی من !دختر ته تغاری زمستان!کاش می دانستندتو برای اینکه پیام آمدن بهار را ارمغان بیاوریچ...
بهاری دیگر...
-
تاریخ: 1403/1/25 ساعت: 20:55
سال نو از راه می رسد.تمام گذشته ام را می بخشم.من در اصالت، ریشه دارم.با بهار دوباره سبز خواهم شد.می خواهم خودم را دوست بدارمو باز خودم راو همواره خودم را ..."از دلنوشته های نگار"Adblock test (Why?)
معجزه تو...
-
تاریخ: 1403/1/25 ساعت: 20:55
شاملو در یکی از نامه هایش به آیدا می گوید:"من با توانسانی را که هرگز در زندگی خود نیافته بودم پیدا کردم ."و من این چنین می گویم :من با تو دریافتم که جهان هنوز هم می تواندجای قشنگی برای زندگی باشد.در عصری که عشق را زنده به گور می کنندتو مبعوث شدیبا نور عشق در دستانتو دم مسیحایی در کلامتتا دریابم هنوز...
تو را دوست دارم( پابلو نرودا)
-
تاریخ: 1402/11/29 ساعت: 20:58
تو را دوست دارممانند هر چیز با ارزش و پنهانیکه باید مخفیانه دوست داشت.درست ما بین سایه و روحتو را دوست دارمبیآنکه بدانمچگونهاز کی و از کجاتو را دوست دارمبی هیچ پیچیدگیبی هیچ غروری...Adblock test (Why?)
آیین عشق ...(نزار قبانی)
-
تاریخ: 1402/11/29 ساعت: 20:58
من در مقام عشققوانین خودم را مینویسمو یک تنهحکومت میکنمآیابرگ پیش از آنکه برویداز درخت برای رستنشاجازه میگیرد؟آیاکودک پیش از تولدبرای متولد شدن از مادرشاجازه میگیرد؟اکنونعشق من باشو دگر هیچ مگوچونعشق در نظر من آیینیستدر باب آیین عشقبا من مخالفت مورزمنخود این آیین را مینویسمو اجرا میکنم ...Adblock te...
زمان «خط» است...(آنتوان چخوف)
-
تاریخ: 1402/11/29 ساعت: 20:58
ساعت دروغ میگویدزمان دور یک دایره نمیچرخدزمان بر روی خطی مستقیم میدودو هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد.ایده ساختن ساعت به شکل دایرهایده جادوگری فریبکار بوده استساعت خوب، ساعت شنی استهر لحظه به تو نشان میدهد که دانهای که افتاد دیگر باز نمیگردد.و به یادمان میآورد که زمان «خط» است نه «دایره»و زمان ر...
بهترین اتفاق...
-
تاریخ: 1402/10/16 ساعت: 18:23
صبح اتفاق قشنگی استاگر طالع خویش را در طلوع آفتاب نگاه تو بیابم.شب رخداد زیبایی استاگر نقش ماه تو در آغوش خالی خیالممرا تا آرامش بی خیالی خواب ها ببرد.زندگی حادثه دلپسندی است اگر تو همدل لحظه های این واقعه دلپذیر شویتا همه چیز دلخواه من شود. می بینی هر اتفاقی با تو قشنگ است.پس پیش بیا ای پیش آمد دلپ...
بر دل نشسته ...
-
تاریخ: 1402/9/11 ساعت: 19:33
نداشته ها و تنهایی های کوچکبا چیزها و آدمهای کوچک پر میشوند نداشته ها و تنهایی های خیلی خیلی بزرگفقط با خدا...مهم نیست در این زمین خاکی چقدر تنها باشیمو چقدر حرفهایمان برایدیگران غیر قابل فهم باشدو وقت انسانها برایمان کم شکر که خدا هستو او جبران تمام دلتنگی هاو مرهم تمام زخمهاست ... Adblock test (W...
نزدیک تر از رگ ...
-
تاریخ: 1402/9/11 ساعت: 19:33
انسان به همه چیز فکر می کنداما در معنای ژرف هیچ چیز تأمل نمی کند؟!شایدم فکر و تأمل بی فایده باشد.تا زمانش نرسد انسان قادر نیست واقعیت ها را از دریچه دیگری ببیند .گویی باید در شرایطی خاص قرار گرفت تا درک درستی از حقایق را پیدا کرد."خدا از رگ گردن به ما نزدیک تر است"این جمله را بارها شنیده ام .بارها و...
تصویر آخر...
-
تاریخ: 1402/8/29 ساعت: 14:12
نداشته ها و تنهایی های کوچکبا چیزها و آدمهای کوچک پر میشوند نداشته ها و تنهایی های خیلی خیلی بزرگفقط با خدا...مهم نیست در این زمین خاکی چقدر تنها باشیمو چقدر حرفهایمان برایدیگران غیر قابل فهم باشدو وقت انسانها برایمان کم شکر که خدا هستو او جبران تمام دلتنگی هاو مرهم تمام زخمهاست ... Adblock test (W...
احساس واقعی ...
-
تاریخ: 1402/8/9 ساعت: 11:50
هر چیزی یه نقطه آغازی داره و یه خط پایانی الا دوست داشتن.مثل دوست داشتن بعضی آدمای زندگی .اصلا نمی فهمی کی اتفاق میفته و براش هیچ پایانی نمی یابی .دوست داشتن بعضی از آدمای زندگی چه قد عجیبه .همون بعضی هایی که بی صدا و آرام میان تو زندگیتو قشنگ ترین لحظات دنیات رو می سازن . همون هایی که جان می بخشن ب...
نقطه سر خط ...
-
تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 14:35
هرگاه که غرق در اندوه و اشک بودیخودت را سرزنش نکنهر چه دلت خواست اشک بریز سپس به پاخیز و خودت را از اول بساز به دنیا ثابت کن پس از باران گل های قدرتمندتری می روید...Adblock test (Why?)
تنها خدا...
-
تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 14:35
خدايـــــا ... مدعيان رفاقت ، هر کدام تا نقطه اي همراهند ...عده اي تا مرز منفعت ...عده اي تا مرز مال ...عده اي تا مرز جان ...عده اي تا مرز آبرو ...و همگان تا مرز اين جهان ... تنها تویی که همواره می مانی ... ! رهایم نکن...Adblock test (Why?)
هراس همیشگی ...
-
تاریخ: 1402/7/6 ساعت: 12:52
همیشه ترسیدم.از همه چیز ترسیدم.مدام احساسم را پنهان کردم.همواره دلم را پشت نقاب آرام بی خیالی هایم آن سوی دیوار هراس های همیشگی ام نهان کردم.همیشه از بیان نگفته های دلم واهمه داشتم.گویی هرگز نخواستم به عنوان انسانی آزاد و رها یافتهبی هراس از پرواز ،بال آرزوهایم را بگشایمو در آسمان رویاهای سبزم اوج ب...