تنها ترس واقعی در تمام زندگیام، از دست دادن پدر و مادرم بود. ترسی که همیشه در گوشهای از ذهنم پنهان بود و امیدوار بودم هیچوقت رنگ واقعیت نبیند. اما امروز، با رفتن پدرم، آن ترس به حقیقت تبدیل شد. پدر، تو برای من فقط یک واژه یا یک نسبت خانوادگی نبودی؛ بخشی از امنترین تصویر زندگیام بودی. حضورت مثل سایه درختی بود که بیآنکه دیده شود، پناه میداد و آرامش میبخشید. حالا که رفتهای، جهان همان جهان است، اما چیزی از استواریاش کم شده است.
برچسب:
نویسنده: سجاد فدایی