خرید بک لینک

زمان، هدیه‌ای از یک سیارۀ دور... (خلق سیاره هفتم، برگرفته از کتاب شازده کوچولو)

سیارۀ هفتم سیارۀ کوچکی بود؛ آن‌قدر که اگر با قدم‌های کوتاه دورش راه می‌رفتی، نیمروزی نمی‌گذشت که دوباره به نقطۀ اول برمی‌گشتی. وقتی به این سیاره رسیدم، آسمانش خاکستری بود و خورشید، خسته و کم‌رنگ، پشت ابرهای نازک پنهان شده بود. آنجا، مردی زندگی می‌کرد با موهای سفید و عینکی گرد. روی نیمکتی چوبی نشسته بود و عقربه‌های ساعت‌های قدیمی را روغن‌کاری می‌کرد. نزدیکش شدم و گفتم: «سلام. شما کی هستی؟» سرش را بلند کرد، لبخند زد و گفت: «من ساعت‌سازم.

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: يکشنبه 19 مهر 1405 ساعت: 6:45

صفحه بندی